دستگیری توسط رژیم ستم شاهی

دستگیری توسط رژیم ستم شاهی
خرداد 19, 1396
48 بازدید

دراواسط سال 1356بر اساس برنامه ریزی‌های از قبل تعیین شده  و به منظور ایجاد آمادگی بیشتر برای فعالیتهای سیاسی و آزادی عمل بیشتر خود را به نظام وظیفه معرفی کردم  و پس از طی دورۀ آموزشی به هوانیروز اصفهان منتقل و مشغول گذراندن دورۀ نظام وظیفه گردیدم؛ اما در آخرین روزهای سال 56، توسط رکن […]

دراواسط سال 1356بر اساس برنامه ریزی‌های از قبل تعیین شده  و به منظور ایجاد آمادگی بیشتر برای فعالیتهای سیاسی و آزادی عمل بیشتر خود را به نظام وظیفه معرفی کردم  و پس از طی دورۀ آموزشی به هوانیروز اصفهان منتقل و مشغول گذراندن دورۀ نظام وظیفه گردیدم؛ اما در آخرین روزهای سال 56، توسط رکن دوم (حفاظت اطلاعات) ارتش به دلیل انجام فعالیت‌های فرهنگی و سیاسی ضد رژیم  و روشنگری‌های سیاسی در راستای نهضت و انقلاب امام خمینی(ره)  در محل خدمت در اصفهان، دستگیر و روانۀ زندان شدم و پس از چند هفته به زندانی در تهران و سلول انفرادی منتقل شدم.

اما در این زمان اتفاق مهمی رخ داد و آن اینکه به محض دستگیری ، یکی از پرسنل کادر وظیفه از این موضوع مطلع و بطور معجزه آسایی موفق به تماس با منزل ما می شود و خانواده ام را در جریان دستگیری بنده قرار می دهد. خانواده‌ام نیز بلا فاصله کلیۀ کتب و مدارک متعلق به من را (اعم از کاست‌های سخنرانی امام خمینی (ره)، اعلامیه و..) از منزل خارج می کنند. البته بنده بعد از آزادی متوجه این جریانات شدم و لذا در مدت بازداشت یکی از دغدغه‌های ذهنی‌ام این بود که چه مدارکی از من به دست آورده اند و در بازجویی‌های طولانی که گاهی بیش از دوازده ساعت بی وقفه ادامه می یافت و همراه با خشونت و تهدید  و با شکنجه های جسمی و روحی از مشت و لگد گرفته تا کابل و…و یا تطمیع بود، به چه نکاتی باید اشاره کنم. برای مثال در یکی از بازجویی های طولانی مدت، در رابطه با توزیع نوارهای سخنرانی امام خمینی (ره) سوال شد که بعد از توجیهات و انکارهای من، نواری از سخنرانی امام خمینی(ره) را با مضمون کودتای رضا خان با حمایت انگلیسی‌ها و… روی ضبط صوت گذاشتند. این نوار درواقع  همان نوار خودم بود که در منزل جاسازی کرده بودم، اما خانواده‌ام هنگام خارج کردن مدارک از منزل، متوجه آن نشده بودند، بنابراین در آن لحظه برایم سؤال شد که با کشف این مدرک چه مدارک دیگری از عکس، کتاب، اعلامیه،نوارهای کاست و دست نوشته‌ها بدست عوامل  اطلاعاتی افتاده است و من چه عکس العملی باید داشته باشم و…؟! به خصوص آنکه در بازجویی ها از شکنجه های سخت و تهدید به  اعدام صحبت می کردند و لذا احتمال می دادم که مدارک زیادی بدست آورده اند و این بی اطلاعی بسیار عذاب آور بود.

در نهایت پس از چند ماه،به دلیل شکل گیری نهضت امام خمینی ره وگسترش مبارزات مردمی و باز شدن فضای سیاسی کشور و عقب نشینی‌های رژیم ستم‌شاهی و عدم دسترسی به مدارک اینجانب و عدم موفقیت دراخذ اطلاعات مورد نظرشان از من،ابتدا از سلول انفرادی به زندان عمومی منتقل و پس از مدتی آزاد شدم.